نازلی سخن نگفت

وقتی بهت می گم ... يعنی...

وقتی بهت می گم با من حرف بزن يعنی با من حرف بزن!

وقتی بهت می گم با من حرف بزن٬ يعنی می خوام باهات حرف بزنم.

يعنی صداتو کم دارم... يعنی گوشه تنهايی من پر شده از يه مشت عادت سراسر تکرار...

يعنی می خوام گذر کنم از اين همه يکسان پيمودن.

وقتی بهت می گم با من حرف بزن٬ يعنی می خوام بودنت برام پررنگ تر باشه تو لحظه ای که خودم برای تو کمرنگم.

وقتی بهت می گم با من حرف بزن٬ يعنی چشماتو نبند٬ يعنی خواب نرو.

يعنی خيره نشو به توپی که معلومه تو اين زمين هيچ وقت هيچ وقت گل نمی شه.

يعنی از وقتی من هستم تا اون لحظه که ديگه نيستم٬ تک تک فيلم های سراسر تکرار مکررات mbc2 نبين.

يعنی دريغ نکن٬ از من نخواه.

اصلا می دونی چيه...

من با تو قهرم. با خودمم ديگه حرف نمی زنم. با تو بيشتر............

..........................................................

می گما٬ اين نون پنيری که ساعت ۳:۳۴ بامداد به ادم می دن٬ درست تو اون لحظه ای که با همه قهری٬ چه مزه خوبی داره!!!

راستی... اخرش نگفتی اين نون پنير خوشمزه رو.....................

و طعم بوسه ای که بو دود ميده رو......................

و اون .................

خب... اگه نخواستی هم حرف نزن...

من تو را می شنوم!

چه با نون و پنير چه بی نون و پنير!!!

 

+   نازلی حقانی پرست ; ۱:٠٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٥

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir