نازلی سخن نگفت

 

انقدر غرق خودم که خودش را فراموش کرده ام.

هنوز هم به خوابم می ايی خدا...

ادمی چون من که به پآونگ اويزان ساعت قديمی مادر بزرگ می ماند٬ گاه يادش

می رود که آخرين عهدش با خودش چه بود.

تابستان پيش٬ عهد کردم سفر نامه ام را بنويسم...

انگار خدا هنوز هم منتظر است...

 

 

+   نازلی حقانی پرست ; ٧:٤٦ ‎ق.ظ ; جمعه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٦

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir