من ، تو ، یویو

من می شوم یویو ،
در دستان عرق کرده ات ...
تو می کشی نخ را
و می کشی
و من ،
فرود می روم
و با هر بالا آمدنی ،
بالا می آورم ...
و تو نیستی که بدانی ،
من خودم را " بالا" می آورم
نه این نکبت یویو وار زندگی را
...


  به : علی کوچیکه
نازلی
پاریس
2 نوامبر 2009

/ 1 نظر / 4 بازدید