امروز برگ شده م ... تو بخوان عاشق!

باد که می آید

برگ می شوم

پاییز نشده سرخ می شوم

و رها

و رها

و رها

عاشق می شوم!


نازلی

پاریس

١٠ نوامبر ٢٠٠٩



/ 9 نظر / 7 بازدید
محمد وروانی فراهانی

سلام رها رها رها رها رها رها هر چی بیشتر باشه بهتره

داستانک

از عشق چیزی مگه می مونه جز همین پاییزش!!

احسان صباغی

سلام و درود[گل] خوشحالم که برگشتی دوباره با پاهای برهنه تا روی پنجه هایت قد بکشی.[ابرو] و صدای خش خش برگ های زیر پایت را به پاییز بسپاری ( آخه با کفش پاشنه بلند زیتون مزه نمی ده و صد البته بستگی داره زیتون رو از کجا بچینی) [عینک] مرسی که اومدی

صبا

سلام نوشته هاتون خیلی قشنگه !بهتون تبریک میگم [گل][گل][گل]

رامین صابری

سلام بعد از رها شدن تازه گرفتار میشوی اونم گرفتار عشق زیبا بود عزیز

فرزاد م

مثله همیشه عالی بود.... یه شعر که حال منه...

سينا

رها نشده مي‌شود عاشق شد مگر؟؟