چکه چکه

دستامو باز می کنم
و امتدادشون می دهم
تا بینهایت محدود
بعد جا می دهم
تو بغلم
دنیای نا محدود
رو

بعد دستامو می بندم
می بندم
می بندم

دنیا گم می شه
مثه یه گوله برف
اب می شه
و می چکه

چکه
چکه
چکه


من اما هنوز ایستادم
خلا را نفس می کشم
و
گر می گیرم
گر می گیرم
گر

Sunday, July 12, 2009 at 10:10pmِ

 

/ 6 نظر / 8 بازدید
جواد

سلام خیلی زیبا بود خوشحال میشم یه سر پیش منم بیای..[گل]

زهرا

خوشحالم وبلاگتو دیدم.

میثم

سلام دنیا نامحدوده درست ولی انسان بالاتر از این دنیاست و براحتی خواهد ایستاد ممنون که خبرم کردین استفاده کردیم

بهناز

سلام عزیز. خوشحالم که برگشتی آن هم با این همه پست. فرصت نشد که همه را بخوانم اما از بودنت خوشحالم.